محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4970

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يزيد بن اسيد گفت : « اى امير مؤمنان اگر نيكى شما پاداش بديتان باشد اطاعت ما تفضلى باشد كه با شما مىكنيم . » در اين سال منصور ، موسى بن كعب را بر كار جنگ و خراج جزيره گماشت . به گفتهء بعضىها در همين سال منصور ، محمد بن سليمان را از كوفه برداشت و عمر بن زهير ، برادر مسيب بن زهير را به جاى وى گماشت . اما عمر بن شبه چنين پنداشته كه وى محمد بن سليمان را به سال صد و پنجاه و سوم از كوفه برداشت و در اين سال عمرو بن زهير ضبى برادر مسيب بن زهير را به جاى وى گماشت و او خندق كوفه را بكند . سخن از اينكه چرا منصور ، محمد بن سليمان را از كوفه برداشت ؟ گويند : در ايامى كه محمد بن سليمان عامل كوفه بود ، عبد الكريم بن ابى - العوجا را پيش وى بردند ، وى دايى معن بن زائده بود و محمد بگفت تا او را بداشتند . حسين بن ايوب گويد : شفيعان ابن ابى العوجا در مدينة السلام بسيار شدند و در بارهء وى با ابو جعفر اصرار كردند ، اما هر كه در بارهء او سخن مىكرد مورد بد - گمانى بود . ابو جعفر بگفت تا به محمد بنويسند كه دست از ابن ابى العوجا بدارد تا راى خويش را به دو بگويد . گويد : ابن ابى العوجا با ابو الجبار سخن كرد . وى از خواص ابو جعفر و محمد بود و از پى آنها نيز جزو خواص فرزندانشان بود به دو گفت : « اگر امير سه روز مرا نگهدارد يكصد هزار دارد و تو نيز فلان و فلان مقدار دارى . » گويد : ابو الجبار اين را به محمد بگفت كه گفت : « به خدا او را به ياد من